تبليغاتX
اُوگــَــــــل

 

ناکرده  در این جهان گنه  کیست بگو

آنکس  که  گنه نکرد  و چون زیست بگو

خدایا!

من  بد  کنم و تو   بد مکافات دهی

پس  فرق  میان  من و تو چیست  بگو

 

 

+ نوشته شده توسط رازق مغول خانی در 2007/8/16 و ساعت |
 

 

 تریلر فلم کاغذ پران باز را ببینید.

 

 

+ نوشته شده توسط رازق مغول خانی در 2007/8/11 و ساعت |

بیدل  شده  ام  بهر دل  تو

ساکن شده ام در منزل تو

حل گشت زتو هر مشکلی جان

ماندم  به جهان  من مشکل تو

 

خوش خوش صنما تازه زجان آمده ای

خندان  به  دولب  لعل  گران آمده  ای

آنروز دلم زسینه بردی بس نیست

امروز  دیگر  به  قصد  جان  آمده ای

 

زاهد   بودم   ترانه   گویم   کردی

سرفتنه ی بزم و باده جویم کردی

سجاده نشین با وقاری بودم

بازیچه ی کودگان کویم کردی

 

+ نوشته شده توسط رازق مغول خانی در 2007/8/8 و ساعت |

 

سرمایه ی فرهنگی

بوردیو و سرمایه ی فرهنگی

ابزار تحليل پيچيده

مفهوم سرمايه فرهنگي را بورديو اولين بار در اوايل دهه 70 براي تعامل فرهنگ و تحصيلات ابداع كرد. اصطلاح سرمايه فرهنگي از قياس با سرمايه اقتصادي و نظريات و قوانين و تحليل مباحث مربوط به سرمايه داري رواج يافت. به نظر بورديو سرمايه فرهنگي يكي از بهترين انواع سرمايه است كه مي تواند رابطه و پيوندي با ديگر انواع سرمايه برقرار كند. سرمايه فرهنگي مقدمه مفهوم ارتباط و پيوند با ديگر اشكال سرمايه به حساب مي آيد. بنابراين سرمايه فرهنگي بدون ديگر اشكال سرمايه به كار نيامده و فهميده نمي شود. سرمايه فرهنگي در ابتدا از طريق خانواده و استفاده از اسلوب فكري خانواده تقسير مي شود. انواع تمايلات، مجموعه اي از معاني و كيفيت هاي سبكي همه ناشي از اين اسلوبها هستند. بنابراين سرمايه فرهنگي، عاملي براي تحليلهاي پيچيده؛ شامل تعاملات درون خانه، فرآيندهايي در مدرسه و مراقبتهاي تحصيلي فرزندان است. به نظر او  سرمايه فرهنگي و ميزان دسترسي افراد به اين نوع سرمايه باعث تمايزات فرهنگي در نوع والا و عاميانه مي شود. بر طبق تئوري بورديو سرمايه فرهنگي به سه شكل نمودار مي شود:

1/بدني و فردي:كه با تلاش و تجربه و استعداد فرد حاصل شده و با دارنده آن از بين مي رود و نمي توان آن را به ديگري واگذار كرد. مانند حافظه، مهارتهاي تجربي و رفتاري.

2/عيني فرهنگي: مجموعه ميراثهاي فرهنگي مانند شاهكارهاي هنري،تكنولوژي،ماشيني، قوانين علمي كه به صورت كتب و اسناد و اشياء در تملك اختصاصي افراد و خانواده ها است. اين سرمايه قابل انتقال به ديگران است. (به صورت خريد و فروش، واگذاري و ارث). اين مالكيت انحصاري به علت مجاورت و سهولت دسترسي و امكانات جانبي تاثير تربيتي وآموزشي بر روي مالكين آن سرمايه دارد.

3/نهادي و ضابطه اي: اين سرمايه فرهنگي به كمك ضابطه اجتماعي و به دست آوردن نمادين براي افراد كسب موفقيت مي كند مانند مدرك تحصيلي، تصديق و حرفه و كار. اين سرمايه قابل انتقال و واگذاري نيست و به دست آوردن آن براي افراد به شرايط معيني بستگي دارد.

 

سرمایه اجتماعی

 

بورديو مفهوم سرمايه اجتماعي را در دهه 70 و 80 گسترش داد. مفهوم سرمايه اجتماعي در نظريه بورديو با تئوري طبقه وي ارتباط دارد. او سه نوع سرمايه را نام مي برد كه با مفهوم طبقه اجتماعي در ارتباط است. مفهوم سرمايه اجتماعي بورديو بر تضادها و كاركرد قدرت تاكيد مي كند.

سرمايه اجتماعي براي بورديو به عنوان ابزاري است كه به بازتوليد نابرابري دسترسي به منابع تحصيلي مي انجامد. اين تئوري بيشتر ريشه هاي اجتماعي- فرهنگي دارد كه به تجارب افراد در دسترسي به منابه فرهنگي- اجتماعي مي پردازد. همين ديدگاه او نسبت به سرمايه اجتماعي است كه منجر به كار تجربي در اين حيطه شده است.

سرمايه نمادين كه توسط بورديو به كار مي رود، مجموعه آداب وابسته به افتخاري است كه به يك فرد يا گروه تعلق دارد و از طريق كتاب ها، ارزش ها و مكان هاي يادگيري به دست مي آيد. سرمايه نمادين مشخص مي كند كه چه اشكال و مصارفي از سرمايه به عنوان مبناي مشروعيت اجتماعي در جامعه شناخته شود. موقعيت ها و تقسيمات اقتصادي،منابع فرهنگي و اجتماعي به طور كلي در همكاري با سرمايه نمادين مشروعيت مي يابد.

به نظر بورديو از رهگذر سرمايه نمادين است كه دولت جايگاه برتر را در اعمال قدرت نمادين دارد؛ يعني ابزارهاي تحميل و القاي اصول ماندگار نگرش و تقسيم بندي را كه مطابق ساختارهاي خاص اوست، كسب مي كند.

 

كوتاه سخن آنكه؛ سرمايه اجتماعي به معني به دست آوردن موقعيت هاي اجتماعي و برخورداري از شبكه هاي كمابيش گسترده اي از روابط، دوستان و آشنايان است كه مي توانند در مواقع ضروري به نفع فرد وارد عمل شوند؛ و سرمايه نمادين كه به دليل موقعيت هاي كاريزماتيك و با تكيه بر نمادها و قدرت هاي پيش زمينه اي براي نمونه نهادها، سازمان ها، دين ، قوميت و ... براي فرد ايجاد مي شود. بدين ترتيب هر فرد و هر مجموعه اي از افراد در جامعه داراي سرمايه اي كلي مي شوند كه خود تركيبي است از سرمايه هاي مختلف در بالاترين رده اجتماعي كه ميدان قدرت است.

 

گرفته شده از

وبلاگ انجمن علمی انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

 

+ نوشته شده توسط رازق مغول خانی در 2007/8/6 و ساعت |

در کار گه کوزه گری  کردم  رای

بر  پله  چرخ  ديدم  استاد  بپای

می کرد دلیر کوزه را دسته و سر

از کله  پادشاه  و از  دست  گدای

..........................................

گاویست   بر   آسمان    قرین    پروين

گاويست  دگر  نهفته   در   زير   زمين

گر   بينايی     چشم     حقيقت     بگشا

زير  و  زبر  دو  گاو  مشتی   خر  بين

 

+ نوشته شده توسط رازق مغول خانی در 2007/8/6 و ساعت |
یک خبر غمگین  :      کرزی یتیم شد

باخبر شدیم که بابای نا باب افغانستان روز دوشنبه به تاریخ پیوست و قرار است که لاش این یتیم مرده نزدیک قبر پدر ظالمیارش قبریده شود.

 

این نابابای ملت از بس که عاشق فلم ها و دخترای هندی بوده دولت هند اعلان کرده که امروز سه شنبه در سراسر هند عزای عمومی باشد. خدا خیر را پیشه کند اگر باچه خوانده این نابابا «کرزی» بمیرد حتما دولت هند عزای همیشگی اعلان خواهد کرد.

 

من که در ایتالیا بودم خیلی آرزوی سیاحت و گردش داشتم ولی  پول بلیت  نداشتم که به  دیدن  قصر لاجوردی بابای ملت بروم . خلقی زیادی آنجا گرد آمده بودند و همه از قصر تعریف و آب دهن قورت می دادند و هوس داشتند که ایکاش صاحبش را هم میدند. من به خانم توریستی که پهلویم بود گفتم که خانم  این قصر مثل صاحبش نیست فکر صاحبش را از سر بیرون کن ورنه اگر با تو همخانه شود هر صبح باید تشک بشوری چون  حوصله این به صاحب قصر نمانده که شبها دست شویه رود. زن توریست اهی گشید و گفت پسرم من در جوانی هم آرزو داشتم گفتم که خانم در جوانی صاحب این قصر حرمسرای از زنان خوبصورت داشت و اگر تو به انجا بودی با این موهای سرخ و چشمان سبزت به تو وصل دیدار هم میسر نمی شد. الح ......... خلاصه    هرچه به پولیس گفتم که آفای پولیس محترم این قصر مال بابای نا بابای من «ملت افغانستان» هست بگذار که ببینم قبول نکرد و فقط گفت که Exusima -Exusima هرچه گفتم که من آقای ایکس نیستم قبول نکرد و من از لب دریا تشنه برگشتم.

 

می گویند زمانی که تیر گلوله عبدالخالق قهرمان  شاقه پدر ظالمیار اورا سوراخ کرد ظاهر شاه جوان ۱۸ ساله بود و شاهد مرگ پدر. آقای کرزای دیروز به خبر نگاران گفت که از آن حادثه غمگین به بعد بابا جانش هر شب کابوس میدید که گاهی عبدالخالق با تفنگ چره ای گاهی با دهن پور گاهی هم داس و ساتور به جان او می آید. اخرین بارش هم کابوس دید که عبدالخالق قمجین به دست به جان او امده و چنان  اورا کتک زده که از خواب پریده و همینکه بیدار شده  یک لاحولی گفته  و لعنت به قوم....ء.... فرستاده  و جان به جان آفرین تسلیم کرده است

 

 

 

+ نوشته شده توسط رازق مغول خانی در 2007/7/24 و ساعت |
s