تقدیم به زلفا جان سحر
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خواستم دسته گلي
بچينيم
از گل
ار غوان
دسته اش كنم
با ساقه هاي گل
پيچك
يك برگ به زلفت
و دسته گل
را
به دستان كوچكت هديه كنم
كاش پرنده ي بودم خوش آواز
پر مي زدم به آسمانهاي دور
از ابرهاي آب آمودريا
برايت پيراهني مي ساختم
و
به تو هديه مي دادم
و كاش این جا پيشم بودي
تا به آغوش مي گرفتم
و
شبها
كه خوابت مي آمد
برايت قصه ي سندريلا مي خواندم
" زلفا " جان
دوستت
دارم
و
تولدت مبارك
+ نوشته شده توسط رازق مغول خانی در 2007/9/19 و ساعت
|
